دوشنبه 10 بهمن 1390

کرزی؛ آخرین واسکت انتحار؟!

   نوشته شده توسط: زنان افغان    

نبشته ی خود را اندکی متفاوتتر از یک مقاله ی سیاسی مینویسم؛ چرا که تحلیلم از مسایل، از قالبهای تحلیلی سیاسی، بیرون و مربوط به نوع نگرش و برداشتِ شخصی خودم به عنوان یک شهروند دردمند افغان، میباشد.
کرزی آخرین واسکت انتحاری است؛ البته تردیدی در این نیست که صاحب واسکت، آن را در بکسی محفوظ برای روز مبادا نگهداشته تا معادلات سیاسی را به نفع خویش تا حد امکان به پیش ببرد و در روز ضرورت، آخرین تیرش را از بکس ِ محفوظ بیرون بکشد.


بلی؛ کرزی ِ 9 سال پیش، تعریفی دیگر داشت: شخصیتی جذاب، قاطع و آفریدگار امنیت و توجه نیک جهان به سوی سرزمینی فراموش شده. 8 سال قبل، کرزی: شخصیتی صلحجو و ملی، و 4 سال پیش: شخصیتی متردد و ناثبات و 2 سال قبل: شخصیتی معاملهگر و قدرتگرا و 1 سال پیش هم: شخصیتی برآشفته و بیگانهستیز و امروز... .


امروز باید تصور واضحی از شخصیت او داشته باشیم: شخصیتی در حال انفجار.
این سیر ِ تکوینی شخصیت، بهسان ساختن یک واسکت انتحاری میباشد که زمانبندی شده و با دقت و ظرافتی خاص، ساخته میشود. وقتی به وقایع 9 سالهی افغانستان، نظری دقیق بیندازیم، نقش ِ بیمانند کرزی جلوه یی خاص دارد؛ شخصیتی که پیچیدگی رفتاری او، او را زبانزد محافل سیاسی ساخته است.

در این نبشته ی کوتاه ـ که امکان ِ روشنی بیشتر در آن نمیباشد ـ، کرزی این بتِ بیمانند صبر، تساهل و بعد، خروش و طغیان، سرچپه افکار مردم را از فهمیدن به نافهمیدن سوق میدهد.
آن روزی که این «موجسوار»، بر افکار ملتِ خسته از جنگ، سنگینی ِ لذتبخشی داشت، تصور این روز که خود بر این موجسواری آگاهانه، اعتراضی اینگونه ناآگاهانه داشته باشد، سخت مینمود؛ به چند دلیل:


1ـ کرزی را در وضعیت نابهنجار کشور، نور امیدی یافتیم که حاصل ِ بی اطلاعی ما از شخصیت وی بود؛
2ـ کرزی را در تمام معادلات و یا حتا معاملات، به دلیل به اشتباه بتِ بی عیب و نقص تصور کردن، تنها رها ساختیم؛
3ـ نبود فهم و شعور سیاسی در عامهی مردم، که برآیند آن، بهره گیری عناصر فرصت طلب داخلی و خارجی بود.


بنابرین، "کرزی" خود یک "پروژه" بود و میباشد و تطبیق این پروژه، جای و شرایط خاص خود را میطلبد. در خوشبینانهترین حالت نیز، ما از شخصیت بیثباتی با پس زمینه ی نیاتِ نیک کرزی، بهره یی نبردیم و آنها که بهره برده و میبرند، آگاهی کامل از مردم افغانستان و شرایط نابسامان آن و صد البته شخصیتِ کرزی داشتند.


کرزی میتواند در روند تطبیق "پروژه"، قالبهای تراشیده شده را بشکند و در مقابل چشمان ِ حیران ِ بینندگان، ژستهای متفاوتی را نمایش دهد. که این، پوشیدگی واسکت انتحاری کرزی را نشان میدهد.


به یاد دارم وقتی کارتونهای اطفال را در گذشته نگاه میکردم، بهویژه کارتونهایی که از تکنولوژیهای احتمالی آینده حکایت داشت، میدیدم که در هیاهوی نبرد دو ماشین پیشرفته ی جنگی، ناگهان ماشین پیشرفته ی مورد نظر، تغییر شکل میداد و به یک هیولای پولادین مبدل میشد که طرف مقابل را درهم میشکست. شخصیت فانتزی کرزی نیز همینگونه ترسیم شده است.

جنگِ تصنعی در افغانستان، نیاز ضروری به ایننوع ماشین دارد که با تغییر شکل، در مقابل چشمان ِ بینندگان، شکل مبارزه را دگرگون سازد. جالب اینکه در این برهوت، امکان این نوع نمایش، ممکن نیست و کارگردانان این سناریو با شخصیتهایی چون کرزی، بینندگان بیخبر از موضوع را در مسیر داستان، به پیش فرا میخوانند.


بلی؛ آقای رییس جمهور!
مطابق این سناریو، واسکتی انتحاریست که اینبار در دستان ملوثِ طالبان ساخته و جابه جا نشده؛ بل مطابق سناریو، در متن جبهه ی مدافع ِ ارزشهای کپیشده ی غرب، جاسازی میشود تا ناگهان بدون آنکه میلیونها انسان انتظار آن را داشته باشند، انفجار کند و آن انسانهای هراسان، از انتقادهای خود که از این فیلم پرهزینه و حوصله بر داشته اند، دست بکشند.
روزی انفجاری رخ خواهد داد. آن روز، طالبِ بازیگر صحنهی فیلم، حیران، انگشتِ خویش را در زیر دندانهایش قطع خواهد کرد که در آن فیلم، بیآنکه بداند، نقش اول را نداشتهاست.
اکنون باید پرسشها را دقیقتر طرح کرد تا به پاسخهای دقیقتری نیز برسیم:


ـ «چرا کرزی باید آخرین واسکتِ انتحاری باشد؟!»
پاسخ:
1ـ چون جنگ، خود سناریویی ساختگیست؛
2ـ چون مردم ما به تعجب کردن و غافلگیر شدن، بیشتر از درک حقیقتِ موضوع، علاقمند اند؛
3ـ چون نگاه منطقه ای، محدودتر از دورنگری موجود در بازیهای قدرتمندان غربیست.

ـ «دلیل ِ این انتحار چیست؟»
پاسخ:

تا سال 2014، زمان ِ کافی برای تغییر موضع جبهه های این سناریوی جنگی وجود دارد؛ طالبان و حکومت افغانستان، به سبب تعاملات منطقه ای، تغییر شکل میدهند و حتا به ظاهر، اهرم قدرتهای منطقه میگردند، که ظاهراً با خواستِ امریکا و متحدانش، مغایرت دارد. اما کشورهای منطقه از یکسو، با حمایتِ حکومت افغانستان و نزدیکی به آن و از سوی دیگر، با حمایتهای مخفیانهی مالی و نظامی از طالبان، برای به چالش کشیدن حضور غربیها، آنها را زیر فشار مضاعف قرار میدهند و درین راه، تا حدودی به گمان خودشان، پیروز میشوند؛ اما تیر آخر در کمان غربیهاست: "انتحار آقای کرزی!!"

اما، شکل ِ این انتحار چگونه است؟
روشن است که غربیها حضور دایمی در این منطقه را، به هر شکل ممکن، عملی میسازند. تلاشهای صلح طلبانه ی حکومت فعلی افغانستان، به دلیل ِ اقداماتِ متناقض و ناهمگون قدرتهای منطقه، به صفر تقرب میکند. در این صورت، پروسه ی صلح، کاملاً عقیم خواهد شد؛ آقای رییس جمهور، آزمونی نامطلوب از کشورهای منطقه میداشته باشد و رابطه اش با آنان به سردی میگراید و چون روابطش با غرب نیز به دلیل ارتباط با کشورهای قدرتمند منطقه و همپیمانی با آنانـ تیره شده است، سکاندار حکومتی مخالف ارزشهای دیروزیناش یعنی دموکراسی و حقوق بشر، خواهد شد.

در این حال، او پایه های حکومتِ عشیرهای و قبیله ای اش را محکم خواهد نمود و بریده از جهان بیرون، در مقابل جبهه ی القاعده و طالبان، سرگردان آب را برای طراحان این داستان، گلآلود میکند. و اینبار طرحی جدید برای بازیهای دوامدار، ریخته میشود  كه جایی برای قدرتمندان ِ فعلی داخلی جهتِ شرکت در سناریوی جدید امریکا و غرب، نخواهد بود و امریکا و متحدانش، نفوذ خودشان را در این کشور و منطقه، جشن خواهند گرفت و در این میان، افغانستان میدانی مناسب برای بازیهایی به مراتب پیچیده تر از گذشته خواهد بود.


در آخر به هدفِ ارجگزاری به انتخاب و اختیار در نهاد انسان، از آقای کرزی دوستانه میپرسم:
 "آیا میخواهی آخرین واسکتِ انتحار باشی؟"

http://snydersmccosqlcd.snack.ws/
شنبه 7 مرداد 1396 11:49 ق.ظ
Having read this I thought it was very enlightening.
I appreciate you finding the time and effort to put this short article together.
I once again find myself personally spending a significant amount of time both reading and leaving comments.
But so what, it was still worth it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic